فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
71
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
داستان توجه ببلاد تركستان از راه باديهء بخارا قال اللّه تعالى « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ [ لَكُمُ ] انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ » « 1 » حضرت حق جل و علا درين كريمهء قرآنى و تميمهء و شاح آيات فرقانى ميفرمايد : اى آنان كه ايمان آوردهايد چيست مر شما را كه گاهى كه گفته شود مر شما را روان شويد در راه خداى تعالى سنگين ميگرديد در حالتى كه مايل بسوى زمين شدهايد يعنى چرا چون شما را به راه خداى تعالى خوانند كه سبك در سبيل غزاة و طريق نجاة در آييد و بجنّت روح و رغبت فتوح قطع طريق جهاد نماييد همچو سنگ در زمين طبيعت چسبيديد و روى بسنگى آورده سنگينى گزيديد مايل بمتاع ارض ميشويد كه فانيست و ميل بجهاد نمىكنيد كه سبب سير آسمانيست آيا راضى شديد بحيوة دنيا از آخرت پس نيست حيوة دنيا در آخرت مگر اندكى . يعنى زندگى دنيا كه مقصود اصلى از ترك غزاست نسبت با حيوتى كه در آخرت خواهد بود اندكيست و آنكه اندك بر بسيار اختيار نمايد نه مرد زيركست . دنيا در گذارست و آخرت بر يك قرارست بعضى ابيات درين معنى بر طرز مثنوى معنوى مولوى اتفاق افتاده است . ابيات در سماع انفروا « 2 » مرد دلير * از متاع اندك دنياست سير او گريبان ميدرد بهر وطن * بىجگر چسبيد در دامان تن سوى پستى ميل دارد آن فرو * گوييا نشنيده هرگز انفروا مصداق اين سخن ، حضرت خان عالى مكان است كه خطاب « انْفِرُوا » گوييا
--> ( 1 ) - سورة التوبه آيهء : 38 . ( 2 ) - در اصل : انفرو .